خدا الکی خدا نشده!

داشتم وسایلمو جمع  و جور میکردم که یه دفتر پیدا کردم واسه دوران دبیرستان . فکر کنم دوم یا سوم . اخرشو که باز کردم دیدم یه نامه نوشتم به این شرح :

 

 

 

از اونجایی که میدونم خط داغون من قابل خوندن نیست براتون یه دور مینویسم

 

(اصل 6) وقتی یکی اینجوری میگه یعنی بیاین تو کامنتا از دست خطم تعریف کنین:دی ولی شما نرین) :

 

خدای مهربونم سلام! ایندفعه دارم به عشق تو و برای تو نامه مینویسم. بعد این همه مدت دوری و این همه اشتباه فهمیدم که کسی جز تو یار من نیست و کسی درکم نمیکنه و کسی رازهای من رو پیش خودش نگه نمیداره . خدای مهربون من خواستم ازت معذرت خواهی کنم به خاطر همه ی مشکلاتی که تو این مدت زندگی ام داشتم و باعث ناراحت شدن تو شدم. دیگه روم نمیشه سرم رو بگیرم بالا و ازت چیزی بخوام با اینکه میدونم تو خیلی بخشنده ای و منو میبخشی ولی من نمیتونم خودم رو ببخشم. بعد این همه گناه و ناشکری ، این همه نامه از این که منو فراموش کردی، اما قضیه بر عکس بود و من تورو از یاد برده بودم.

 

 

من اصلا یادم نمیاد این رو کی و کجا تو چه موقعیتی و سر چی نوشتم . اصلا یادم نبود که یه روزی برای خدا نامه مینوشتم و بعد که حرفمو میزدم پاره میکردمش میریختمش دور.

 

دارم فکر میکنم چند میلیون بار از این حرفا به خدا زدم و باز کار خودمو کردم، دارم به زندگی خودم از اون موقع تا الان فکر میکنم که چه روزایی رو پست سر گذاشتم  .

 

ولی اینو خوب یادمه که هربار تو یه مشکلی گیر افتادمو با خدا قهر کردم و گفتم خداوندیتو ثابت کن ! بهم ثابت کرده . ولی بازم مثل این بچه پررو ها مشکل بعدی که پیش میاد باز این حرفو میزنم و بازم خدا ثابت میکنه.

 

خیلی غمگینه که خدا یه سری بنده هم مثل من داره که همچین نامه هایی مینویسن و بعد فرداش کلا یادشون میره کجا بودن و چی گفتن . من به شخصه اگه جای خدا بودم میزدم خودمو میپکوندم تا حالیم بشه یه حرف که میزنی باید سرش وایسی.

 

اگه همون موقع همین دست خط رو هرچند ساده و بچگانه میکردم تو چشمم تا یادم بمونه ، شاید الان یه جور دیگه یه جای دیگه بودم .خیلی خوشحالتر ، راضی تر...

راضی تر.

/ 226 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

خو میرفدی ردیف اول میشستی[نیشخند]

داداش تنا

اصن مراممون اجازه نمی ده که همکلاسیمون به جای ما مشروط بشه [نیشخند]

ساحل مهربانی

اصن چ مهنی داره دختر و پسر اینجا تنها باشن و بحرفن تازه کر کر بخندن [ابرو] بی حیاط ها

زهره

[خنده]بی تراس[قهقهه]

زهره

به خونه خوش اومدی[بغل]

تنا

با تشکر از دوستان من خدایی دستم نمیره این همه کامنتو که مخاطبشم نیستم جواب بدم[قهقهه] و من الله توفیق فقط بابای ساحل ترجیحا بیاد خودشو معرفی کنه ... شناسایی نشد

mehrasa

دست خطت منو ندیدی [خنده] ناراحت نباش منم عین توام