بدون شرح

 

 

 


گاهی چه بی رحم میشوی م.

 

 

/ 44 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

ساحل رمانتیک خودمی[نیشخند]

زهره

من این قلبو اول پنبه ای دیدم بعد چوبی شد بعد یکم که دقیق شدم فهمیدم آجره[نیشخند]

عاشق(سکوت)

[تعجب]این دیگه چه مدل پستی بود[نگران]

عاشق(سکوت)

این قلب کار دست منه خودم سنگش تراش دادم[نیشخند]

داداش تنا

نمی تونست. دستش می لرزید نمی شد [نیشخند]

خوشخو

خودش را بغل کرد بیشتر از همیشه تنها بود غم ها دلش را تنگ کرده بودند زنگ که به صدا در آمد بغضش ترکید.. می دانست تو پشت در نیستی