میبینم صورتمو تو آیینه

یه اخلاق مسخره ای که دارم اینه که هر بار از جلو آینه رد میشم جذب خودم میشم دیگه حالا یکی بیاد و منو از اونجا جمع کنه .

هی ادا در میارم و خودم رو تو موقعیت های مختلف نگاه میکنم !

مثلا وقتی میخونم چه شکلی میشه صورتم!!

یه مدتی درگیر این بودم که وقتی میخندم نیشم زیاد باز میشه باید درستش کنم!

خلاصه سرتون رو درد نیارم .. یکی از معضلاتمم وقتیه که بر میگردم پیش خانواده! چون یه سری اخلاقا مثل یه دفعه زدن زیر آواز  دکلمه کردن و یا همین ایینه بازی رو باید ترک کنم و واسه همین نصف روز نمیدونم چیکار کنم!

بعضی وقتا وسط کتاب خوندن عادت دارم یه پاراگراف رو که به نظرم قشنگ میادو دوست دارم تو ذهنم بمونه رو بلند بخونم!

بعضی وقتا هم جلو آینه اون پاراگراف رو با در اوردن ادا میخونم!

خلاصه اینکه واسه خودم سوژه ایم  و فکر میکنم اگه یه روز این قصه ی تنها زندگی کردن به سر برسه هم خونه ی من چقدر از رفتارای من باید تعجب کنه و بخنده و بعضی وقتا بترسه .

/ 54 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

[نیشخند]

فاطمه

[پلک][بغل][قلب][ماچ]

فاطمه

مامانم چلا منو نبرد با خودش[دلشکسته][گریه]

فاطمه

تنااااااااااااااا؟؟؟؟؟

فاطمه

معنی اسمت چی میشه؟

فاطمه

سارا کیه؟

فاطمه

هووووووووورا 50 تا شد البته 51 :دی[دلقک][ابله][هورا][دست][عینک][زبان]

زهره

منم سعی میکنم کمترجلو آینه برم اعتماد به سقفم افت میکنه[ابرو]

mehrasa

هههههههههههه منو ندیدی جلو آینه[خنده]