ما و رفقا ٢

کلا ٢٠٠ تومن برده بودم برای خرید... ۵٠ تومنش خرج شده بود که رسیدیم به یه مغازه پالتو فروشی لباسی که تن مانکن بود خیلی چشمم رو گرفت پریدم تو گفتم سلام آقا این لباسی که سوار مانکن.... از خنده سرم رو انداختم پایین و محدثه ادامه داد پالتو رو پوشیدم خیلی خوشم اومده بود یه دفعه محدثه اومد اروم گفت قیمتش ٣٨۵ تومنه چند دقیقه همو نگاه کردیم لبخند زدیم گفتم آقا این خیلی خوبه اما قیمتش زیاد نیست؟ تحفیف نمیدید کلی حرف زدیم و با فروشنده چانه زدیم گفت چقدر مد نظرتونه خب گفتم مثلا ٢٠٠ تومن خودم خندم گرفت ... تو دلم گفتم اگه الان بگه باشه چی؟ تو که نداری:)) گفت یعنی ١٨۵ تومن تخفیف ! همه خندیدیم گفتم پس نگهش دارین پولدار شدم بیام بخرم خندیدیم و خدافظی کرده صحنه را به سرعت ترک کردیم! ....

تو خونه محدثه اینا نشستیم تو پذیرایی .. کلی مبل هست ولی ما ولوئیم رو زمین! مامان محدثه هم میاد پیشمون من خیلی ناراحتم از یه قضیه که تو پاساژای ستارخان اتفاق افتاده بود برام میرم پیش مامانش و با خنده سرم رو میذارم رو شونش میگم خانوم فلانی بیاین منو لوس کنین من ناراحتمممم میخنده نازم میکنه میگه نازی نازی ولشون کن اونارو ... اصلا اونا خرن ... میزنم زیر خنده میگم بیشتر بیشتر میگه سارای گلم ... دختر گلم... دختر نااازم... محدثه میگه جمع کن خودتو حالمون بد شد ... مامانش چپ چپ نگاش میکنه و باز میخندیم .... به محدثه نگاه میکنم و تو دلم میگم چقدر دلم برات تنگ میشه!

/ 38 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

وای عزیزم این حرفی که زدی من همیشه راجع به صدیق میزنم وقتی بره من چیکار کنم...

هدی

خب من کامنتای این پست رو تازه خوندم [خنده] بی معرفتا اینجا عروسی میگیرید بی من[عینک] مگه چند روز نبودم[عصبانی][نیشخند] عروسا چقدر قشنگن...ایشالا مبارکشون باد[خنده]

هدی

عروسیه بی دوماد که حالش خیلی بیشتره...[خنده]

م.م

بعد از اینکه عاشق رو شوهر دادیم نوبت هدی خانمه [شیطان][شیطان] اخ جووووووووون . چقدر عروسی داریم [قهقهه][قهقهه]

م.م

من همیشه تو نت هستم . خواب و خوراک ندارم که [زبان][زبان] بسوزه پدر عاشقی [نیشخند] من تا شما سه تا رو عروس نکنم ایزدیباج نخواهم کرد [قهقهه][قهقهه][قهقهه][ابرو]

عاشق(سکوت)

م.م بچه برو بشین سر درست..قبلش بگو عاشق کی شدی؟؟؟ما 3 تا تا نفهمیمیم تو عاشق کی شدی ازدباج نمیکنیم[قهقهه][ابرو][نیشخند]

م.م

مگه دست خودتونه ؟؟؟؟ من تا شوما ها رو توی لباس عروس نبینم لب باز نمیکنم [زبان][زبان][خنده][خنده]

عاشق(سکوت)

خو ما فقط میریم یه لباس عروس میپوشیم بدون داماد خوبه؟؟؟[قهقهه][زبان]

م.م

عاشق با مزه شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکرات شبیه م.م شده ..... تاثیر گذاشته روت بد فرم [قهقهه][قهقهه]

mehrasa

سوار مانکن؟؟؟؟؟؟؟[قهقهه] ای بابا چقدر سوتی میدی