کلاس رانندگی

تو این هوای گرم با این همه دردسر عقد داداش و این حرفا .. تصمیم گرفتم سه هفته ای گواهی نامه بگیرم!!! رفتم کلاس ثبت نام کردم و دیروز جلسه اول آئیین نامه بود.

ساعت 5-7 آموزشگاه ایمن جنت اباد جنوبی.

خونه ی ما که جنت اباد شمالیه و راهش فقط یه پل هواییه که برسی به کلاس . ولی از اونجایی که برادران محترم بنده همه جا منو میرسونن من کلا یاد نگرفتم راهو. واسه همین از در خونه که اومدم بیرون تصمیم گرفتم از یکی بپرسم!

دیدم دوتا اقا پسر وایسادن دارن پرایدشون رو درست میکنن دیدم تا جایی که چشم کار میکنه ادم دیگه ای پیدا نمیکنم برای همین از همینا پرسیدم. 

- سلام اقا ببخشید ، میخوام برم جنت اباد جنوبی چجوری باید برم؟

پیرهن سیاه : شما همین خیابون رو برو..

اونیکی : نه نه بذار من برات توضیح بدم این اشتباه میگه بهت .

من : :|

پیرهن مشکی ابرو بالا می اندازد و به سمت ماشین میرود .

اونیکی میاد میگه:  ببین شما اینو میری.. بعد ماشین میگیری میگی جنت اباد جنوبی میبرتت !

من که همینطوری زل زدم بهش و تو اون گرما اعصابم ندارم متوجه نیشش میشم که کم کم داره بسته میشه .

خوب خانوم شما کجاش میخوای بری؟

پرونده رو در میارم دستم رو میذارم رو ادرس میگم اینجا

ادرسو میخونه و یه ادرسی و میگه

اونی که کنار پراید وایساده میگه: بیاین من برسونمتون

- نه ممنون مزاحم نمیشم

- نه پولشو میگیرم بیاین

- نه لطف دارین!( اخه میگه پول میگیرم ادم میگه لطف دارین؟؟؟ ساحل تو بگو؟ ادم میگه لطف دارین اخه؟)

پیرهن مشکی شونه میندازه بالا میگه : مسیرم اونوریه میبرمتون به هرحال

اونیکی : خانوم قصد مزاحمت نداریم =))

گفتم نه ممنون مزاحم نمیشم میخوام پیاده برم یاد بگیرم حالا شما ادرسو میگی؟

خلاصه ادرسو گفت و ما هم راه افتادیم به سمت همون ور.. یه دفعه دیدیم داره دیر میشه مجبور شدیم وایسیم تاکسی بگیریم.

تو خیابون اصلی وایساده بودم که دیدم اون پراید اومد رد شد و اون دوستش هم با موتور داشت باهاش حرف میزد یه دفعه چشم دوتاشون افتاد بهم .

منم تنها کاری که به ذهنم رسید این که لبخند بزنم تا رد شن :))

خلاصه کلی خندیدم جای همه خالی :دی

و باز هم ما :

 

 

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق سکوت

خجالت نمیکشی نه خجالت نمیکشی[عصبانی][نیشخند] خو سوار میشدی[زبان]

عاشق سکوت

لطف دارین[قهقهه][قهقهه]

عاشق سکوت

بابا تو محدثه ترکوندید با این حرفاتون[نیشخند]

عاشق سکوت

ساحل یکم سنگین باش ع_ یهنی چی مگه تو شوهر نداری هااااااااااااااااااااااااااااااا[عصبانی]

عاشق سکوت

بازانم کاتلاتتون کانم[نیشخند]

عاشق سکوت

دستات بگیر بالا هالا بذارشون رو ویبره همینطوری ویبره ادامه بده بیا پایین میشه بندری[نیشخند]

عاشق سکوت

باتارکی با این ناراقصیدنات[زبان]

عاشق سکوت

بذار رقص شیشه یادت بدم[نیشخند] دستات بیار جلو حالا دست چپت بذار روشونه راست و دست راست رو بذار رو شونه چپ خوب حالا دست چپ بذار رو پای چپ و دست راست بذار رو پای راست با سرعت انجام بده بعد دستات بذار دور سرت یه قر بده[نیشخند]

عاشق سکوت

[گریه]دیگه دوسم نداری[گریه]

mehrasa

وای چه بدشانس دیدنت اونا [قهقهه]