سر در گم

سلام بچه ها

چطورین خوبین؟ میبینم که شماها هم کم پیدا شدید... ای بابا نشه حکایت از دل برود هر آنکه از دیده برفت ها.

خیلی دلم گرفته ... خیلی زیاد. 

یادتونه اون عکسی رو که سوتی داده بودم تو گوگل پلاس براتون گذاشته بودم؟ 

ما اونجا یه گروه بودیم که همه از جاهای مختلف میخواستیم اقدام کنیم بریم دانشگاه های خارج از کشور... بیشتر بچه ها ایران بودن جز چند نفری که امریکا و کانادا بودن.

بعد چند وقت پیش یه پسر به اسم محمدرضا وارد گروه شد و کلی بچه باحالی بود . همه ش باهم کل کل میکردیم و میخندیدیم تا این دیگه فیل تر شک نش قطع شد و دیگه نیومد . بعد یه بار که اومد من ای دی یاهوشو گرفتم که در ارتباط باشیم.

خلاصه کلی که گذشت و کلی با هم حرف زدیم کم کم احساس کردم که من دارم به این عادت میکنم و خیلی ازش خوشم اومده :( هیچ وقت هیچ جای زندگیم انقدر بی جنبه نبودم. شاید تنهایی بیش از حدم باعث این اتفاق شد... 

کلی با هم حرف میزدیم .تا پریشب که تا 4 صبح صحبت کردیم و بعد رفتیم که بخوابیم.

ولی من تا صبح که میرفتم کلاس به این قضیه فکر کردم و دیدم که خیلی اشتباه دارم میکنم برای همین براش آف گذاشتم که من دارم احساس پیدا میکنم بهتون و عادت کردم به همصحبتی با شما.  و اگه بیام ایران مطمئنم که هرکاری کنم نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم که نبینمتون ( قرار بود یه قرار گروهی با همه بچه ها بذاریم بریم بگردیم!) 

برای همین تصمیم گرفتم اینجا جلوشو بگیرم. این ایمیل رو کلا دیلیت میکنم و دیگه باهاش نمیتونم آن شم. جیمیل رو هم همینطور. امیدوارم از دستم ناراحت نشید و اخرین چیزی که ازتون میخوام اینه که منو ببخشید. 

خداحافظی کردم.

با بچه های دیگه هم که کمی صمیمی بودم خداحافظی کردم و اکانت ها رو پاک کردم.

یه کم دلم گرفته ... ولی فکر میکنم کار اشتباهی نکردم.

______________________________________

از طرفی داداش محدثه چند روز پیش بهم اس ام اس زد..  چند روزیه در ارتباطیم و داریم کم کم با هم اشنا میشیم.  دو روز اول اس ام اسی بود و الان ایمیل میزنه. چیزی که سخته  منتظر جواباش موندنه. خیلی عجول و بی صبر شدم. دوست دارم زودتر بشناسمش که معلوم شه میشه بمونیم با هم یا نه... این بلاتکلیفی رو دوست ندارم.

اوضاع خوب نیست و به شدت به یه نفر مثل محدثه احتیاج دارم که این روزا کنارم باشه.

شاید به زودی بیام ایران. معلوم نیست... 

___________________________________

پریروز امتحان مزخرف فرانسوی رو دادم ... فکر میکنم قبول نشم .. سخت بود. اگه نشم 450 فرانک پریده.

شفاهیشم سه روز دیگه ست.. دعام کنین. 

____________________________________

اگه بیام کلاسای انگلیسیم عقب می افته. تابستونم دیگه نمیتونم بیام . دو هفته هم بیشتر نمیتونم بمونم . محدثه اینا شاید مسافرت باشن . 

اگه برم عید پیش خانوادم. یه کم روحیه ام عوض میشه . مدرکم رو ( که جز خودم به کسی نمیدن) رو میتونم بگیرم. شاید داداش محدثه رو بشه ببینم.

 

موندم چی کار کنم.

بچه ها... خیلی دلم براتون تنگ شده. شماها که خوبین؟ نه؟

/ 39 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.م

محسن بیچاره رو رها کن . گناه داره بوخودا [نگران] . . . . . . [نیشخند][پلک][نیشخند]

م.م

[تعجب][سوال] جدی ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

م.م

تنا هوووووووو ؟؟؟؟؟ از دست رفتی ایا ؟؟؟؟؟؟؟؟ عاشق شدی ؟؟؟؟؟؟[نگران]نکنه مهتاد شدی [وحشتناک]

هدی

واااااااای ببین من نبودم چقدر اتفاق افتاده اینجا!!! تنا جونم الان خوبی عزیزی انقدر حرص نخور هر چه خدا خواست همان میشود:) دوستای گلم: تنا.عاشق.م.م.زی زی گولو و ساحل عزیز عیدتون مبااااااااااااااااااااارک[بغل]

م.م

سلام هدی خانم . عید شوما هم مباااااااارک باشه . سال خوبی داشته باشید ...... شیرینی عروسی چی شد ؟؟؟؟؟؟؟[ابرو] + تنا خانم منو نپیچون [ابرو] گفتم عاشق شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟ یا مهتاد ؟؟؟؟؟؟؟؟ اصن من بهت مشکوکم . باید رسیدگی کنم . بیا تهران . خودم شخصا رسیدگی میکنم . از همون اولش هم پروندت مشکوک بود [عینک][ابرو] والاه + هووووووووووووووووووو [ابرو][خنثی][عینک] [قهقهه]

م.م

گفتم توی این لحظات آخر سال حضور خودم رو اینجا اعلام کنم [پلک][نیشخند] تفلد عید شوما مبااااارک [هورا]تفلد عید شما مبااااااااارک [دست][هورا] عید همتون مباااااااااااااااارک باشه . ایشالله یه سال بدون غم و غصه و سرشار از شادی و نشاط + خنده ی مضاعف داشته باشید [نیشخند] تنا خانووووووووووووووووم هووووووووووووووووووو ؟؟؟؟؟ عیدت مبارک باشه [گل][گل][هورا]

م.م

مرسییییییییییییییییییییییی بعد از ظهر اومتی و ج ندادی به نظر من تعجب کردم [دلشکسته] امیدوارم حالت بهتر شده باشه ........... خوعبی ؟؟؟؟؟؟

م.م

ایشالله خوب میشییییییییییییییییییییی با محسن چیکار کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته اگه فضولی نیست [نگران]

م.م

اوکی . ایشالله هر چی قسمت باشه همون میشه iiqiq@yahoo.com

م.م

خوااااااااهش