ایده ی شکست خورده

داشتم فکر میکردم تکنیک های ازدواج موفق( :))))))))))))))) ) رو شروع کنم به نوشتن  و چگونگی دلبری و این حرفا ... بعد هی داشتم نکته هاشو تو ذهنم مرور میکردم و کم کم میفهمیدم که با اینکه ایده ی بسیار خوبی هستش ولی نمیشه تو جمع زد مخصوصا اینکه نصفش حرفای +18 بود و جدا از اینکه فاطمه اینجاس:)) و اقایون تشریف داشتن که یک دفعه یک صدایی تو گوشم پیچید که اصلا:

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!

این بود که کلی پست همینجوری به فنا رفت و من موندم بی پست :دی

 

یاد اون یارو افتادم که تو فیس بوک نوشته بود

دیـروز سـمـتِ انـقـلاب بـودم یـارو دسـتـفـروشـه تـو خـیـابـون انـقـلاب کـتـاب"چـگـونـه ثـروتـمـنـد شـویـد" رو مـی فـروخـت...اومـدم تـریـپ روشـن فـکـری بـردارم بـــِش گـفـتـم :چـرا خـودت ایـن کـتـاب رو نـخـونـدی ؟؟
گـفـت بـرو داداش مـشـتری نـیـسـتـی زر نـزن!!! :)))

 

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

ما میتوانیم[خنده]

ساحل مهربانی

خب چون دلم برا فروشنده های اون کتابا می سوزید از خودشون نپرسیدم ولی تو خونه خیلی ازین بحث ها می کنیم [نیشخند]

ساحل مهربانی

نه فیلتر نمیشی راحت باش مگه این ک یکی گزارش بده یو هاهاهاهااهاهاهاهاها [خنده]

عاشق(سکوت)

قبل از هرچی یا حبیبی ادبیاتت چرا اینطوری شده؟؟؟[تعجب]زر نزن ینی چی دخترم[زبان] باید پاتو از فیس بوک و مخصوصا تویتر اون بلاد کفر ببرم[نیشخند]

عاشق(سکوت)

خانوم اجازه تو کلاسای خصوصیتون این نکات گفتید؟؟؟یادم نمیاد تو کلاس مهارت های زندگی بهم گفته باشی امشب بهم بگو[نیشخند]

عاشق(سکوت)

تو که اصغر عاقامون به فنا دادی دیگه منو نمیخواد شوهرمو دزدید[نیشخند]بخاطر همین نکات ریز بودا که دزدیدیش[نیشخند]

عاشق(سکوت)

عمق فاجعه دقیقا کوجاست؟؟؟[تعجب]

mehrasa

اگه مینوشتی من الان تبلیغ وبلاگتو اینجور میکردم (دیو به وبلاگ تنا بیایید دلبر بروید)

mehrasa

اگه مینوشتی من الان تبلیغ وبلاگتو اینجور میکردم (دیو به وبلاگ تنا بیایید دلبر بروید)